تبليغاتX
آرمان خواهی
آرمان خواهی
دست نوشته های یک جوان آرمان خواه

يكي از گله‌هايي كه گاها از برخي اساتيد شنيده‌ايم، گله از برخورد مهندسي با مسائل علوم انساني است. آنچه اينك، به عنوان يك پديده جديد درآمده، بروز علاقمندي به توليد علوم انساني و  استراتژي ‌سازي توسط مهندسان جواني است كه به نحوي دست خود را به علوم انساني رسانده‌اند! البته اين تبرك‌جويي بد نيست اما به شرطي كه ساختار ذهني و روشي سابق، خودآگاه يا «ناخودآگاه»، در عرصه جديد به كار گرفته نشوند.

كسي كه با «كميت»ها سر و كار داشته و بر آن اساس، دائما «قطعيت» را چشيده است و با «فرمول»‌ها و «دستگاه» و «ابزارها»ي مختلف، «نتايج» زودرسي نيز مي گرفته، نمي‌تواند با مسائل «كيفي» و «نسبي» عرصه فردي و اجتماعي عيني و نظري، كه شايد به راحتي هم قابل «جمع بندي» نباشند به راحتي كنار بيايد و از همين رو با فاكتورگيري‌ها و ساده‌سازي‌ها و دسته‌بندي‌هاي مغلوط و ناروا، به «سرعت»، «تعميم»هايي را مي‌دهد و نتايجي را مي‌گيرد و بعضا «توصيه»هايي را مي كند كه از «دقت» و «جامعيت» لازم و كافي برخوردار نيستند!

عدم نياز به «تتبع» فراوان به دليل عدم وجود نظريات مختلف در گزاره‌هاي قطعي رياضي و همچنين استفاده از «استقراء» و «قياس»هاي ناصحيح، در كنار «جزئي‌نگري»ها و «اعتماد به نفس»ي كه ناشي از تنفس در همان فضاي غيرپيچيده و قطعي بوده‌اند، به ملغمه شدن روش‌شناسي تحقيق در علوم انساني انجاميده اند! غافل از اينكه علوم انساني يا اجتماعي، با اين دستگاه فكري و فرمول‌هاي آن، قابل تحليل نيستند و اساسا تحليل يك امر پيچيده با روش‌ ساده يا انسان‌هاي ساده‌انديش و ساده‌ساز و ساده‌دوست! ميسور نيست!

اگر حتي «مقدمات علمي» و «موخرات عيني» لازم در امر تدوين استراتژي–كه مي‌دانيم استراتژي اساسا سطحي تحليلي اجتماعي است نه تكنيكي فني-  را احصاء شده بدانيم، اين روش كار است كه ممكن است نتايجي غيرصحيح را حاصل كند، در حاليكه مدون آن، خود بر اين امر، آگاهي ندارد! از همين رو تنفس مديد در فضاي علوم انساني،‌لازمه خو گرفتن با ماهيت آنهاست و آنانكه براي گذر از اين مرحله و رسيدن به خروجي، عجله دارند، بايد مواظب التقاطها و تركيب‌هاي ناصحيح باشند! ان شاء الله 

* پ ن: اگر نياز چيزي را درك نمي كني به تقليد مخواه كه اين جز بازيگري نيست و اين بازيگري جز سياهي قلب و خستگي و دلزدگي چيزي نمي‌آورد. آنها كه با دل بازيگر و تنها با زبان خويش دعا مي كنند محروم مي شوند و دور! مرحوم علي صفائي حائري

ارسال در تاريخ 88/08/16 توسط alkomx

از جمله موضوعات محوري همه مجموعه‌هاي اجتماعي و سياسي كه به دنبال مخاطب‌سازي و جذب نيرو مي‌باشند مساله «انگيزه‌ سازي» است. يعني ايجاد حسي در فرد كه اهداف و آرمانهاي مورد نظر آنان را پيگيري نمايد. اينك، چگونگي انگيزش به نحوي كه انگيخته، دچار خسران نشود، محل تامل است.

راههاي غيرمشروع ايجاد انگيزه محل بحث ما نيست ولي راههاي عرفي و رايجي كه ظاهرا مجاز و مشروع مي‌باشند بايد مورد بازخواني قرار بگيرند. مثلا آيا جايز است كه فرد را با نقص‌ها و كمبودها و فقرها و فلاكت‌ها مواجه كنيم و احساس او را برانگيزانيم و به «حركت» وادارش كنيم؟! يا ظلم‌ها و دشمنان و مخالفان را نشانش دهيم و او را وارد كاري بكنيم؟! يا حتي افقي آرماني را نشان فرد دهيم و بدون توجه به جنس و روح حقيقت هستي، وي را مهياي فعاليت و حركت نمائيم؟! آيا اين روشها، عادات مرسوم ما در فعاليت هاي باصطلاح انقلابي و مذهبي نيستند؟!

نگارنده معتقد نيست كه اين روشها، اساسا باطل اند و چه بسا در مديريت‌هاي اجتماعي جواز داشته باشند! اما وقتي ساحت بحث، «تربيت» و «فرهنگ» است و موضوع كار، «انسان»، ديگر نمي‌توان به راحتي آنها را تجويز نمود و به كار برد. بعبارت بهتر، استفاده آنها در صورت دانستن افق ماجرا، از جنس توجيه وسيله با هدف است كه تشكلها و احزاب بعضا گرفتار آن مي‌شوند!

در نگرش ديني، مبناي انگيزش و حركت انسان، خود انسان است. بدين معنا كه وي تا خود و نسبتش با خدا و جايگاهش در هستي را به درستي نيابد مبناي انگيزشي صحيحي نداشته است. آري! مي‌توان سخنان انقلابي بزرگاني چون امام و شريعتي و ديگران را خواند و صادقانه مخاطب را به حركت واداشت و حتي در آينده شاهد باصطلاح چپ كردن او نبود اما آيا اين مخاطب در حال سود بردن بوده يا خسران ديده است؟!

اثر تعميق نگرش توحيدي و شناخت نفس مجرد خويشتن كه «من عرف نفسه فقد عرف ربه» هم «شدت» و هم «دوام» انگيزه ها را بيشتر از ديگر روشهاي معمول مي‌نمايد و صرفا با همين مبناست كه سختي‌هاي فراوان و تحول زمان در انگيزه الگوهاي ديني معاصر و پيشين ما اثري نمي‌گذاشته ولي نيروهاي فعلي، بدون شارژهاي مكرر كم‌اثر و حضور جماعت بسيار و وجود فضاهاي مويد، زود به زود، كم‌انگيزه و نتيجتا كم‌تحرك مي‌شوند!

* براي تاملات بيشتر در اين بحث ر.ك به: كتاب «آنگاه كه فعاليت فرهنگي پوچ مي‌شود» از استاد گرانقدر، اصغر طاهرزاده و همچنين «حركت» از مرحوم علي صفائي حائري.

**پ ن: ۱.كتاب ممنوع الانتشار مهار انحراف را خواندم و بر اين باور استوار شدم كه تا آزادانديشي رخ ندهد، جايي براي يافتن دقايق علمي و حقايق معرفتي نيست! كتاب، با استناد به منابع دست اول، همه جريان خلفا، از صدر اسلام تا دم موت را، به يهودي بودن ايشان نسبت مي‌دهد! راستي تا گفتگويي ميان اصحاب تاريخ -چه رسد به ساير رشته‌هاي علوم انساني- رخ ندهد، چگونه ثابت كنيم اينگونه گزينش قطعات و چينش پازل‌ها نيز مي‌تواند مفهومي راست‌نما را بازنمايد؟

۲. اين خبر را بخوانيد تا بدانيد كه چرا "النية هو عمل كله"؟

ارسال در تاريخ 88/08/12 توسط alkomx

برنامه‌ريزي فرهنگي يك جزء مهم‌اش مخاطب شناسي است. آن چيزي كه آن را هوشمندانه و دقيق مي‌كند فقط شناخت مباني نيست. اتفاقا شناخت مخاطب، ابزارها و شرايط گاهي وقت‌ها مهم‌تر است. با اخوي سخن از مخاطب‌شناسي تشكلهاي دانشجويي بود، خصوصا در باب مخاطب عام! مخاطبي كه عمدتا نمي‌شناسيمش و برنامه‌هاي‌مان او را جلب نمي‌كند! اين يافته‌هاي «نسبي»-كه طبعا تشكيكي و اختلاف پذير اند- در حوزه باور و رفتار، به قلم آمد. پس از هر «لذا» هم سعي كردم دم دستي‌ترين نتيجه عملي آن را بنويسم تا بحث عيني‌تر شود، به آنها بيافزاييد يا اصلاح‌شان كنيد:

-          به دليل وجود ساختار سنتي در خانواده‌ها، باور به الگوهاي ديني و حقانيت آنها همچنان وجود دارد لذا مناسبت‌هاي ديني مورد توجه واقع مي‌شوند و فرصت خوبي اند براي كار!

-          به دنبال جمع سالم ميان عقبي و دنيا هستند و فايده‌مندانه با موضوعات مواجه مي‌شوند لذا پرداختن به دغدغه‌هايي كه فايده و ضرورت آنرا حس كنند راحت تر است.اين فايده مي‌تواند مادي نباشد!

-          به برخي مسائل ايدئولوژيك از منظر فطري و انساني مي‌نگرد لذا انجام امور خيريه‌اي و كمك‌رساني مورد توجه‌ است.

-          احساس را مقدم بر عقل مي‌دارد لذا ابزار هنر و احساس و عاطفه كاراتر است.

-          محسوسات را بيشتر از معقولات ‌پذيرفته و درك مي‌كند، لذا رفتار بيشتر از گفتار كارايي دارد.

-          براي ارزشهاي غربي ارزش قائل است اما ارزشهاي ملي و بعضا ديني را ترجيح مي‌دهد لذا گفتمان خودباوري و خوداتكايي جذابيت دارد.

-          مملو از مخاطرات نفساني و شهواني است لذا «تذكر» نياز مداوم اوست.

-          رنگ و فضاي محيط به شدت رفتارش را جهت مي‌دهد لذا ايجاد فضاي مذهبي و حضور در آن مهم است.

-          برخي مفاهيم عرف سنتي هنوز برايش معنادار است مانند اهميت خانواده، ناموس و... لذا محمل سرمايه‌گذاري و ورود اند.

-          شريعت‌گريز اند ولي با طريقت و معرفت كنار مي‌آيند لذا اين خود مي‌تواند محمل اثبات شريعت باشد.

-          خصوصا پس از انتخابات، بي‌اعتمادي‌شان به حاكميت افزايش يافته لذا مواضع سياسي صريح جانبدارانه حساسيت‌زا يا كم‌اثرند.

پ ن:

۱. مدتي است برنامه‌هاي "الحقيقة أين؟" و "حروف" شبكه العالم به زيبايي به نقد نظام فاسد سعودي و فرقه ضاله وهابي پرداخته‌اند. اساتيد روشن و آگاهي را از كشورهاي مختلف عربي و اروپايي مي‌يابند كه هم به جستجوي‌شان احسنت مي‌گويي و هم از وجود اين افراد خوشحال مي‌شوي!... با توجه به اوضاع و تذكر رهبري به سعودي،حج امسال، حجي متفاوت خواهد بود!

۲. جز زوم‌هاي مكرر افراطي بر چهره بازيگر زن لبناني و برخي ديالوگ‌ها مانند جملات پلوراليستيك راننده فلسطيني، مابقي "كتاب قانون" را پسنديدم و آنرا تذكرآميز يافتم. ببينيدش!

ارسال در تاريخ 88/08/07 توسط alkomx

 *گاراژ يا مرز! نمي‌دانم اسم مرزهاي ايران را چه بايد گذاشت! بازارها پر است از اجناس وارداتي قاچاق! بانه كردستان چند سالي است كه مركز خريد لوازم الكتريكي شده و باندازه يك شهر بزرگ پاساژ دارد و شهرهاي مرزي ديگر در سراسر كشور هم به همين منوال اند! از گل و قابلمه تا ال‌سي‌دي و كفش و لباس و هر چه كه بخواهي، قاچاقش توي بازار فراوان است و توليد در معرض خطر! راستي باور كنيم كه اينها همگي با قاطر و اسب و از روي كوهها آمده اند؟!! باور كنيم؟!

* قيمت گذاري كالا و نظارت تعزيرات در كشور ما طنزي خنده‌دار است. حتي مرباي و سس و تن ماهي كه بعيد است كسي هنگام خريدشان چانه بزند، قانونا نبايد الزاما به قيمت درج شده بر روي آن به فروش برسند چرا كه تعزيرات به 12 درصد  بالاتر از قيمت خريد كلي كار دارد! راستي نمي‌شود همين مساله را به سان كتاب نظام مند كرد و هزينه‌هاي توليد و موزعين كلي و جزئي را در نظر گرفت تا قيمت روي كالا معنادار باشد و در حق مردم اجحاف نشود؟! يعني اين كار اينقدر سخت است؟! باور كنيم؟!

*از اوايل انقلاب تا كنون، «دغدغه» توليد پارچه چادري كه اينك بين سي تا پنجاه ميليون متر مربع در كشور مصرف دارد در اذهان دولتمردان بوده است. حتي اواخر جنگ چند كارخانه هم براي توليد آن كلنگ خورده‌اند هر چند به نتيجه نرسيده‌اند! بهانه مي‌آورند كه چون تكنولوژي توليدش را نداريم! نمي‌توانيم مانند كره و ژاپني‌ها توليد كنيم!! راستي ساخت رآكتور هسته‌اي شدني بود و اين كار نيست؟! باور كنيم؟!

*وقتي رسانه‌هاي آمريكايي تبليغي چنان گسترده بر مذاكره‌اي كه در ژنو با آنان صورت گرفت راه مي‌اندازند، از خود مي‌پرسي چرا؟! راستي كتابهاي مذاكره با شيطان بزرگ! چرا ديگر توزيع نمي‌شوند؟! در ميان عدم اعتراض جدي دانشجويان، عده قليلي كه لب بگشايند نيز با تهمت تندروي پس زده مي‌شوند! اين تعارض رفتاري را چگونه توجيه كنيم و چه تحليلي را باور كنيم؟!

* پ ن : شوشتري را از نوجواني با پسرانش رفاقت داشتيم و از پدرشان گوشه و كنار مي‌شنيديم و محمدزاده را در ميان خاطرات همرزمان بجنوردي‌اش، بنام آقا رجب، شناخته بودم. چه رسمي دارد اين دنيا كه گل‌هايش را زود مي‌چيند و به خارها مهلت مي‌دهد .... به رسم ما!، حالا كه رفته‌اند بايد پاس داشته شوند! اي كاش!

ارسال در تاريخ 88/07/30 توسط alkomx

مخاطرات عرصه اينترنت براي بچه‌هاي مذهبي چيست؟! شايد يكي از آنها فرصت‌سوزي و هدر دادن عمر پاي فضاهاي وقت‌‌گيري مثل چت، فرندفيد، تويتر، فيس بوك و... كه ساعتها وقت را – عمدتا و نه هميشه- به امور غيرضروري مي‌گذرانند باشد اما در اين مجال، از موضوع «حدود روابط مجازي مشروع» سخن مي‌رود. موضوعي كه متاسفانه دامن‌گير خيلي از بچه مذهبي‌ها شده است!

مساله ارتباط با نامحرم از موضوعاتي است كه در مباحث فقهي و اخلاقي ما بدان توجه ويژه شده است. بعضا توصيه‌هايي ديده‌ايم و در سيره بزرگان رفتارهايي را مشاهده كرده‌ايم كه براي نسل جديد قابل فهم نيست اما آنكه شخصيت زنان را مي‌شناسد، مي‌داند كه خداوند، انسان را بهتر از خودش مي‌شناسد و از اين گذشته به دنبال رشد حداكثري و ارتقاء معنوي است و نه دينداري روزمره، به احتياطاتي از اين دست پايبند مي‌ماند كه مثلا زن تا لازم نيست با نامحرم سخن نگويد، حتي الامكان صداي او شنيده نشود و شوخي نداشته باشد، جلسات مختلط برگزار نشوند و... كه ملاك اين مباحث به تعبير فقهي«قصد ريبه» و به تعبير عاميانه«لرزش دل» است!

اما مساله اينجاست كه آيا اين لرزش و قصد كه شايد خفيف هم باشد، هميشه قابل درك است و بعبارتي آيا در پس حجب و توجيهات مختلف به درستي احساس مي‌شود؟! اگر اينطور است راز پرهيزهاي پيشگيرانه چيست؟ جان، به تدريج، تسخير نفس مي‌گردد و گرچه قبح منكر در اولين دفعات ارتكاب، براي مومن، هراس انگيز و شديد است اما كم‌كم رنگ مي‌بازد و در پس توجيهات نفس گم مي‌شود! خصوصا در قبال مساله‌اي چون ارتباط با جنس مخالف كه كنترل آن سخت است و زمينه‌هاي غريزي و طبيعي، عطش آن را تشديد مي‌نمايند.

چه بسيارند مذهبي‌هايي كه اينك، به راحتي! و سادگي! با نامحرم روابط كلامي مجازي نامشروعي دارند كه شايد در حضور، هرگز تصور آن را نيز نكنند و اين يعني مكايد شيطان پيچيده و خطرناك است! چه رسد كه اين ارتباط به ديدارهاي جمعي و فردي حضوري منجر شود و ... يادمان نرود كه هيچ گاه راه ورود گناه به دل يك فرد مذهبي، راهي جز خود توجيهات مذهبي و موجه الوجهه نيست! توجيهاتي مانند ضرورت هدايت نسل جديد و ارتقاء فكري مخاطبان، عدم وجود مبلغان زبردست خانم، حضور در جلسات معنوي براي جبران، بحث كردن درباره موضوعات ديني و اعتقادي و نه مسائل شخصي...! فنعوذ بالله من وساوس الشيطان و مكايده!

ارسال در تاريخ 88/07/24 توسط alkomx

كساني كه با مسلمانان ساير كشورها خصوصا كشورهاي غيرمسلمان مانند اروپا و آمريكا آشنا هستند با اين مفهوم و واژه آشنايد:‌« رسالة الدعوة » بگردي حتي سايت هايي را با همين عنوان به زبانهاي مختلف مي‌يابي و حتي حزبي در شرق آسيا با اين عنوان! و اين يعني چه؟

«اقليت بودن مسلمانان اين كشورها» يا «حس كردن عيني حملات به اسلام» باعث شده تا مسلمان، در كنار اعمال عبادي و اجتماعي خود، اين رسالت مورد تاكيد مبلغان -خصوصا در اهل سنت- را نيز در ليست وظايفشان قرار دهند و آن «دعوت به دين اسلام» است.

با مسلماناني معمولي و نه عالم، از اروپا و آمريكا هم‌سخن شده‌ام كه مشتاقانه در جهت احقاق اين رسالت تلاش مي‌كرده‌اند و چه بسا كه يكي از عوامل گسترش اسلام در اين كشورها، خود وجود اين حس در «اكثريت» يك «اقليت» مسلمان بوده باشد و البته جاي تاثير اسلام‌هراسي بر اين مهم پابرجاست! عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد!

اگر اين رسالت با مضمون تلاش براي گسترش فكر انقلاب در ما نيز تعميق يافته و گسترش يابد، آنگاه مبلغان داخلي و خارجي اين تفكر به انگشتان يكي دو دست محدود نخواهند شد! ان شاء الله  

پ ن:

* فارغ از ارزش گذاري بر مذاكره مستقيم انجام شده با آمريكا در نشست ژنو پيرامون مسائل هسته‌اي، همين قدر كه اين عمل، يك ساختارشكني براي ج.ا.ا محسوب مي‌شد، جا داشت كه از جنبش دانشجويي -اگر زنده است كه نشانه‌ زنده‌بودن تحرك است- صدايي برخيزد! اما...همه عقلگرا شده‌اند يا دولت‌زده و اسير رفاقت‌‌ها و مصلحت‌ها؟! الله اعلم! راستي حالا كه دولت راي آورده و دشمن داخلي هم قلع و قمع شده! نمي‌توان راحت‌تر انتقاد كرد؟!

* دوستي مي‌گفت كه فلاني و فلاني از امام صادقي‌ها و... دارند تمام تلاش‌‌شان را مي كنند تا فلان مسووليت در ارشاد را از وزير جديد بگيرند! راستي كه شوق به خدمت چه مي‌كند با دلها!!!

ارسال در تاريخ 88/07/18 توسط alkomx

* با دوست شيليايي كه تابستان را به كشورش برگشته بود و در اين سفر دو نفر را شيعه و دو نفر را مسلمان كرده بود، هم صحبت بوديم. تعدادي از روشهاي تبليغي وهابيت و بهائيت –آن هم در شيلي- كه شايسته توجه بود را ذكر كرد: اينكه هر كس كه مسلمان بشود بلافاصله به صورت رايگان به حج فرستاده مي‌شود و در آن فضا، دوره‌هاي آموزشي نيز براي او برگزار مي‌گردد. (سايت مربوطه ويژه تازه مسلمانان) راستي ما براي شيعيان نمي‌توانيم در مشهد و قم چنين برنامه‌هايي داشته باشيم؟!

از آن بالاتر هر كس مقداري تمايل براي شناخت بيشتر دين يا مبلغ شدن نشان دهد را رايگان به دانشگاه مدينه يا مركز تربيتي عمان و يا مصر مي‌فرستند.

و بهائي‌ها كه در كنار دانشگاههاي بومي گران قيمت شيلي، دانشگاههايي ارزان را در رشته‌هاي علوم انساني! تاسيس كرده‌اند و در آن بستر به جذب پيرو خصوصا از ميان بوميان سنتي داراي آئين‌هاي خاص محلي پرداخته‌اند و نسبتا موفق هم بوده‌اند و از همين رو ساخت بزرگترين كاخ بهائيان آمريكاي لاتين را در شيلي استارت زده‌اند!

«ما» هنوز تاثير هر «يك» نفر «مبلغ بومي» را درك نكرده‌ايم. همين برادر از گفتگوهايش با برخي دانشجويان و اساتيد و خبرنگاران موثر درباره مسائل ايران، حقوق اقليت‌ها، انتخابات، فلسطين و مساله هسته‌اي ما گفت كه نشان مي‌داد يك روشنگري كوچك تا چه حد مي‌تواند ديدها را تغيير دهد.

* وقتي گفتگوي طلال عتريسي با چند استاد ديگر لبناني در شبكه لبنان را ببيني كه چگونه به مسائل هسته‌اي ايران مي‌تازند و او كه يك لبناني الاصل و بومي آنجاست، پاسخ آنانرا مي‌دهد بيشتر اهميت استراتژيك اين «نيروهاي بومي» يا «عمق استراتژيك انقلاب» را درمي‌يابي!

* تجربه ضعيف حضور مبلغان غيربومي و ديگر نهادهاي خارجي مبلغ فكر انقلاب نشان داده كه هر چه بيشتر درباره راهكارهاي استفاده از بومي‌ها براي بازگويي پيام انقلاب تلاش كنيم موفق تريم تا اينكه در دوره‌هاي كوتاه، مبلغان ايراني را با آن هزينه‌هاي سنگين و اثرگذاري محدود اعزام نمائيم.

---------

پ ن: * خدا را شكر كه دشمني هست كه هر از چندگاهي به ما حمله كند! خدا رحمت كند امام را كه مي‌گفت: بكشيد ما را ملت ما بيدارتر مي‌شود! اين روزها كه بحث هتك حرمت مسجدالاقصي جدي‌تر شده و بار ديگر مسلمانان خواب‌آلود و متفرق را بيدار و متحد نموده، ارزش اين حملات را مي‌فهميم!

** نسخه آزمايشي سايت امت واحده همزمان با نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال راه‌اندازي شد. باشد كه تداوم يابد. ان شاء الله

ارسال در تاريخ 88/07/13 توسط alkomx

جنگ نرم پديده جديدي نيست و مي‌توان گفت يك تعبير جديد براي فعاليت‌هاي دشمنان است. آنچه حقير را وادار به نوشتن اين تامل كوتاه كرد، احساس تعبير غلط از اين مفهوم توسط بسياري از دوستاني است كه به اين وادي گام نهاده‌اند. در جنگ، چه به عنوان مدافع و چه به عنوان مهاجم، بايد ماهيت آن و روشهاي مبارزه را شناخت. اينك متاسفانه «جنگ نرم» به «عمليات رواني» و «بازي‌هاي رسانه‌اي» تقليل يافته و در روش‌ها نيز جواز «ذبح اخلاق»! چنانچه توسط دشمنان صورت مي‌گيرد، داده شده است!

اين در حالي است كه همه تهاجمات و تدافعات پيشين انقلاب اسلامي بر ماهيت ارزشي آن پايه گذارده شده بود. يعني اگر صدور انقلاب ما به كشورهاي ديگر بعنوان يك تهاجم نرم صورت گرفت، فقط و فقط با ابتناء بر ارزشهاي فطري و آموزه‌هاي ناب الهي منطوي در ماهيت پيام آن مبتني بود و نه عناصر حركت سياسي! هر چند جايگاه تدبير و ابزار نيز قابل ملاحظه است.

لذا استراتژي تهاجمي و تدافعي انقلاب بايد بر اساس ارزشهاي انقلابي و با روشهاي مشروع بنيان نهاده شده و تحقق يابد وگرنه يك كپي برداري غلط از مدلهاي جنگ رواني و جهان گستري غربي خواهد بود!

بديهي است كه بعد داخلي جنگ نرم داشتن «يك نظام كارآمد» است و از همين روست كه «عدالتخواهي» عنصري اساسي در اين چهارچوب محسوب مي‌شود كه كاركردي بيروني و خارجي نيز خواهد داشت.

پ ن: آمريكا حاضر شد بخاطر اخذ همراهي روسيه از سيستم دفاع ضدموشكي اروپا عقب بنشيند و حالا هم زمزمه‌هاي همراهي روسيه دارد به گوش مي‌رسد. امروز، پشتيباني مردم از مسائل هسته اي ضروري تر از پيش است...

ارسال در تاريخ 88/07/04 توسط alkomx

در باب مدارا و تسامح عمده آنچه شنيده‌ايم به مباحث معرفتي مربوط بوده كه به اطلاق حق و تكثرناپذيري آن مي‌كشيده و سر از عدم امكان مدارا در مباني در مي‌آورده است كه سخني بيجا نيست اما بعضا اثري روان‌شناختي كه همانا نفي تسامح در رفتار و روش بوده را نيز به دنبال خود داشته است.

حال آنكه سيره بزرگان دين، حتي در قبال مقصرين،«مدارا» بوده است. به زعم حقير عمده مردمان و جوانان گرچه در ام القراي جهان اسلام مي‌زيند، قاصر اند و نه مقصر چرا كه «ابلاغ» پيام براي ايشان صورت نپذيرفته و حجب متعدد مانع فهم زيبائيهاي دين و انقلاب براي ايشان شده است. از همين رو است كه روش مواجهه با اكثر مردم، بايد وفق و مدارا و تسامح باشد.

سيره ائمه«ع» و رسول اكرم«ص» مملو از مماشات ايشان با كساني است كه نسبت به ايشان حتي ظلم و فحاشي مي‌كرده‌اند! اين مساله متضمن اين مفهوم است كه عمده رفتارها ولو به خطا ناشي از «جهل» اند لذاست كه «صبر» و «مدارا» بايد سيره اخلاقي و روش مواجهه بزرگان باشد.

آنچه در انسانهاي بزرگ هم عصر ما از جمله «امام موسي صدر» بروز جدي داشت و مايه موفقيت ايشان در جامعه متكثر لبنان بود، اكمال همين روحيه بود. اين روحيه سنگ بنا و اساس تعاملات بين المللي و بين مذهبي است و خلاف آن آفت تقريب و تجميع سلايق گوناگون!

آنچه ضرورت وجود اين سيره را در سطوح فرهنگي و سياسي، براي «نسل امروز» دوچندان مي‌نمايد، فقدان امكان شكل‌دهي محيط بسته تربيتي است. رسانه‌ها تا حدي در ساختار تربيتي ما نفوذ كرده‌اند كه محيطهاي تربيتي ظاهرا بسته نيز، باز شده‌اند و اين يعني «روش تربيت» نيز بايد تغيير كند و از مدل امر و نهي به مدل آگاهي و انتخاب تغيير يابند كه متاسفانه براي عمده ما معمول نيستند.

از همين جاست كه تمرين گفتگو، تحمل ديدگاه متفاوت و مخالف، قضاوت نكردن سريع، عجله نداشتن براي ديدن نتيجه، عدم ظاهربيني و... بايد به فايلهاي اخلاقي و ذهني ما اضافه شوند. ان شاء الله

--------

پ ن: حضرات! هنوز روز قدس تمام نشده استارت تهييج دانشجويان را زده‌اند. افسران اين عرصه‌ را بايد كه با سعه ديد و صدري دو چندان مهياي كارزار جديد امروز شوند و از دشمن عقب نمانند!

ارسال در تاريخ 88/06/28 توسط alkomx

سال گذشته،حدود همين ايام بود كه دو بار، پشت‌سر ايشان در مسجد قبا، واقع در شهرك بهاران سنندج، نماز خوانديم، نماز جمعه ظهر، با مهر و دست باز! خطبه را با سلام به پيامبر و پنج تن شروع مي‌نمود و به حضرت ابالفضل عليه السلام مي‌رساند. مقاله‌اي در يكي از ويژه‌نامه‌هاي مركز بزرگ اسلامي كردستان از ايشان ديده بودم در توصيف ويژگي‌ها و قيام اباعبدالله الحسين.

معلم بود و بسيار ساده، بين مردم زندگي مي‌كرد و عصرها را براي تدريس فقه شافعي به طلاب، به مسجد قبا مي‌آمد، چه از باسوادترين ماموستاهاي منطقه بود. در مسجدي نماز مي‌خواند كه روزي ايوب گنجي در آنجا امام جماعت بود و بلواها به پا كرده بود! كتابهاي ايوب خان! مملو از تاكيد بر اختلافات و تفرقه افكني بود و حال، جايگزين وي مردي تقريبي و يك سني كرد شافعي اصيل بود. يعني به همه اعتقادات خود پايبندي داشت و در اثر تهديدها و ترديدها، شكي به خود راه نداده بود و اينچنين براي جريان تفرقه‌طلب مضر بود!

گر چه نماينده ولي‌فقيه در شهر قدر امثال او را نمي‌دانستند و مسوولين مركز بزرگ، آن فرد آرام و منطقي را به گوشه شهر نشانده بودند و ناصالحان را صاحب تريبون‌هاي بزرگتر، اما او به اين اسامي اهميت نمي‌داد.

راستي كه «فاصله ميان مرگ و شهادت، خون نيست، خود است!» و او چون رشد مادي و شهرتي كه به واسطه همراهي با جريان سلفي و وهابي يا سياسيون ضدانقلاب مي‌توانست به دست بياورد را به هيچ گرفته بود، شهيد بود چه خونش بر زمين بريزد و چه نه! در شجاعتش همين بس كه در آن منطقه، با آن فضاي سنگين، از احمدي‌نژاد حمايت كرده بود و همراستا با رهبري، از فعاليت هاي او در استان حمايت نموده بود.

و چه توفيقي بالاتر از اين براي «ماموستا برهان عالي» كه در شب قدر، شهد شيرين شهادت نوشيده بود. روحش شاد و رهروانش بسيار! آمين!

ارسال در تاريخ 88/06/23 توسط alkomx

يكي از پديده‌هاي اجتماعي مدرن بروز سرفصلي بنام مسائل زنان است. گرچه اين ادبيات، بيشتر پس از جنگ جهاني و سوء استفاده كاري از زنان بعنوان نيروي كار ارزان شكل گرفته اما قطعا امروز رنگ و بويي به كلي متفاوت دارد. به نظر مي‌رسد يكي از منظرهايي كه امكان نقد و بررسي و فهم اين مسائل را ممكن مي‌سازد ورود از زاويه «ويژگي‌هاي عمومي شخصيت دروني زنان» باشد كه كمتر مورد توجه واقع شده است. با اين نوع ورود، پس از ذكر ويژگي‌ها، پاسخ اينكه چرا مسائل زنان به گستردگي موجود رسيده و چه رفتارهايي قابل پيش‌بيني است، خود به خود يافت خواهد شد.

از اين گذشته، اين نوع ورود، به نحوي ادبيات انساني را شكل مي‌دهد كه امكان مفاهمه با دگرانديشان منصف را نيز ممكن مي‌سازد. بعنوان مثال، از جمله ويژگي‌هاي زن سالم، «علاقه به مادرشدن» است. يافتن اين مهم مي‌تواند مسائل متعدد عاطفي اجتماعي زن غربي و يا زنان مدرن شده جوامع جهان سومي را نمايان سازد. «علاقه و نياز جدي به داشتن اتكايي به نام همسر»، «علاقه به وفاداري همسر»، «روحيه لطيف و احساسي و قوه تخيل قوي»، و... از ديگر ويژگي‌هاي تفكيك ناپذير زنان مي‌باشند كه «عدم امكان بروز هر كدام از آنها» مسائل متعددي را در پي خواهد داشت و چنانچه شاهديم در جوامع مدرن داشته است!

البته در جوامع ما، تغيير برخي ساختارهاي اجتماعي مانند «حذف پرده نشيني زنان و در دسترس شدن ايشان» و همچنين عواملي مانند «سخت گرفتن ازدواج» و... به بروز ناهنجاري‌هاي متعددي از جمله كم شدن رغبت مردان به ازدواج، شكسته شدن جايگاه زن، رواج خواستگاري از طرف زنان، بالا رفتن سن ازدواج، فسادهاي موردي و شبكه‌اي گسترده و... منجر شده است كه بحران‌زاست و روح فرهنگ اسلامي ايراني ما را كه بر «خانواده» و خصوصا عنصر «مادر» متكي است را نابود مي‌سازد ولي متاسفانه توجه ويژه به آن نمي‌شود!

پ ن: در اين شبها يكديگر را حلال كنيم و براي رشد هم دعا! التماس دعا

ارسال در تاريخ 88/06/16 توسط alkomx

ناگفته‌هاي تقي عزيزي، ديده بان جنگ، از عمليات خيبر

اشاره: جناب عزيزي، امروز در معاونت فرهنگي بنياد شهيد استان خراسان شمالي مشغول به كار است و ديروز، بعنوان بسيجي و بعد سرباز ارتش و دوباره بعنوان بسيجي در اكثر عملياتهاي جدي جنگ، بيش از 15 عمليات، عمدتا هم بعنوان ديده‌بان حضور داشته است. شنيدن خاطرات از غواص و تخريبچي و خط شكن و جهادي و... هر كدام لذت خاص خودش را دارد و اين بار، ديدن جنگ از منظر يك «ديده‌بان» طراوتي ديگر خواهد داشت و نقش حياتي يك ديده‌بان در عمليات‌ها را بيشتر روشن مي‌سازد و اوج ايثار فرزندان اين ملت را مشخص‌تر مي‌نمايد. اينك بخشي از خاطرات شنيدني ايشان را در حالي با شما به اشتراك مي‌گذاريم كه متاسفانه تجربيات ايشان نيز مانند خيلي‌هاي ديگر از بچه‌هاي جبهه، ثبت و منتقل نشده است!



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 88/06/08 توسط alkomx
قالب وبلاگ