دوستان در یک حرکت وبلاگی اقدام به نقد دانشگاه عمومی کرده اند که هر چند خاستگاه آنرا نمی دانیم لیکن آنرا به فال نیک می گیریم و امیدواریم از نقدهای سیاسی به سوی نقدهای فرهنگی و ساختاری حرکت کنیم باشد که این حرکت برای سایر ارگانها و بخشها نیز ادامه یابد. و اما صدا و سیما . . .
انصاف آن است که اعتراف کنیم کار رسانه کاری دشوار و طاقت فرساست و برنامه سازی برای سلایق متنوع مخاطبان کار آسانی نیست و از طرفی برنامه های فاخر و مناسب بسیاری نیز در رسانه ملی تولید شده اند که آخرین آنها همین سریال "مدار صفر درجه" است لیکن از میان همه نقدها و بررسی ها حقیر به چند مشکل اصلی رسیده است:
الف- تهیه کنندگان :
بسیار دیده شده که سیاستهای بسیار خوبی برای جهت گیری صدا و سیما تعبیه شده لیکن از آنجا که کار نهایی به دوش تهیه کننده است و اوست که باید موضوعی مناسب را با پرداختی صحیح ارائه نماید خروجی نهایی با مسائل گوناگون روبرو می شود پس ساماندهی این افراد که بسیاری از ایشان با رانت و... به صدا و سیما وارد و برنامه ساز ثابت شده اند حرکتی مهمتر از تحولات کلان و به ظاهر اساسی تر است.
ب- حجم بالای پخش برنامه :
یکی از دلایل تولید برنامه های ضعیف یا غلط را باید در این مساله جستجو کرد که صدا و سیما می خواهد برای چندین شبکه آنهم به طور شبانه روزی برنامه تولید کند و این با توان موجود سازگار نیست و تبعا سطح آثار را تنزل خواهد داد و شاید توجیه نیاز و درخواست مخاطب برای ادامه این روند ناکافی باشد.
ج- غلبه سیاست زدگی:
اگر در رسانه ملی آنقدر که حساسیت بر پخش اخبار و تحلیل های سیاسی هست بر پخش سایر برنامه ها بود وضعیت متفاوت می شد، از طرفی کارکرد رسانه بعنوان بستر طرح نظرات مختلف و زبان مردم و محمل انعکاس خواستهای ایشان به همین خاطر کمرنگ و همراه با مصلحت اندیشی ها و حساسیت های گوناگون گشته است.
د – فقدان نگرش انقلابی: